دانــش عــلــمی ذرات مادی جــهــا
ن
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
فصل 2 ) سیر تکامل تاریخی دانش بشر
راجع به ساختار ماده :
الف ) تعریفات :
¯¯¯
قبل ازهمه به تعریف آن مفاهیم که
دراین فصل نقش کلیدی دارند می پردازیم .
ذره چیست ؟
¯¯¯
ذره
آن موجودی است که قابلیت دیدن نداشته ودربسیاری
حالات حتی با ذ ره بین « میکروسکوب »هم ملاحظه شده
نه می تواند ولی وظایف وتاثیراتی راازخود نشان می
دهند که دانشمندان وجود آنهاراتائید وتاثیرات شان
را اندازه گیری می نمایند وحتی دربسیاری حالات که
امکان دید آنها میسرنیست ، تمام خصوصیات آنهارا به
کهمک « ریاضی» حل می نمایند . ذرات ابتدائی اولیۀ
که درآغاز آفرینش جهان ازنور خلق گردید به نام های
« فوتون
الکترون ، کوارک » یاد می
شوند که بعدأ ازترکیب شدن آنها ذرات دیگر به نام
های پروتون ، نیوترون و صدهاا نواع دیگر خلق گردید
که درعلم نام آن را « ماده » گویند .
ما ده چیست ؟ :
¯¯¯¯¯¯¯
ماده یک کلمۀ انگلیسی است
که معانی ذیل را افاده میکند.
--- چیزی که جا ئی را
درمکان اشغال وبواسطۀ یکی از حواس خمسه حس میشود
به آن ماده گو یند .مانند اشیای فزیکی جهان وآنچه
پدیده یانمایش تاثیرات ماده که به چشم دیده نه می
شوند ولی تاثیر آن فهمیده می شوند مانند نشر اشعه
، بو ، ذایقه وتجلی رنگهاهمه ماده اند.
--- ازنگاه فزیک : هر
چیز ی که ازخود کتله « وزن» داشته ودریکی از چهار
حا لا ت « صلب ،مایع ، گاز وپلازما » وجود
داشته باشد به آن ماده گویند.
---
ازنگاه فلسفی: خصوصأ دوران
« ارسطو »« 322- 384 » قبل ازمیلاد چنین تصوری بود که :
چیزی که خودش غیر قابل
تجزیه وبدون شکل است ولی عامل یافاعل تغیرات
وتکامل بوده شکلی را می گیرد واشیارا می سازد ،
ماده است .
---
درحیات عادی :
موضوع ، عمل کرد ومشکلا ت را هم ماده گویند مثلا
چه موضوع غیر قابل حل یامواد مشکلی پیداشده.
--- در ادبیات
:پاراگرافها و ترتیب فـُـقـره ها را ماده
گویند.ملا مادۀ
5 اصول اساسی چنین میگوید ...
مـوجود یت دوجهان هسـتی :
¯¯¯¯¯¯¯
دانش علمی بشریت دردورانهای
گذشتۀ تاریخ، درآن سطحی قرارنداشت که به
ماهیت
یا عمق اشیای جهان رسیده ورازها ونشانه های راکه
در بنیادیا تهداب اشیای جهان آفریده شده وموجودیت
وفعالیت جهان را اداره وکنترل می نماید بدانند .
همین علت بود که قرن ها
گذشت ولی این دانش از سطح به عمق نفوذ نکرد تا به
حقیقت برسند .دانشمندان قرن
20بود
که این راز پوشیده را دروجود
« اتـم »
کشف کردند.
دانشمندان باکشف
ساختار ،اجزای ترکیبی وهم قوانین واندازه گیریهای
بسیار دقیق که دربنیاد اتم آفریده شده ( مانند
وجود قوۀ جاذبه ، قوۀ بزرگ هسته وی ، قوۀ ضعیف
هسته وی ، قوۀ الکترو مقناطیسی ، چارجهای الکتریکی
مثبت ویا منفی ، کتله ، وزن ، گردش ) به حیرت
بوده ومعتقد شدند که وجود این رازها (قوانین
واندازه گیریهای بسیار دقیق) کار تصادف نه بلکه یک
طرح ونقشۀ پیشبینی شدۀ است که حاصلۀ کار شان به
خیر وسعادت انسان تمام می شود ، ولذا آنچه که
ازخود هدف داشته باشد ، او ازخود طراح یا از خود
آفریدگاری دارد که همانا الـلـه«ج» خالق جهان
میـباشد . دانشمندان اتــم را باداشتن تمام آن
قوانین واندازه گیریهای بسیار دقیق ، او را یک
جهان دیگری بنام ـ جهان اصغر» قبول می کنند .پس
فهمیده شد که دو جهان وجوددارد :
الف) جهان قابل دید یا بزرگ
« اکبر »
که این خود از جهان «
اصغر » ساخته شده وازآن کهکشانها ، ستاره هاوتمام
اشیای که با چشم دیده وشناخته میشود تشکل کرده .
2) جهان غیر قابل دید
یا
« اصغر » که حتی با ذره بین دیده نه
میشود وتمام خصوصیت های آن به کهمک ریاضی محاسبه
ومعلوم میشود ، این جهان دربطن جهان « اکبر»
قرارداشته وتمام فعالیت وساختار آن راتشکیل داده و
کنترول می کند درحقیقت امر، همین جهان اصغر است
که بنیاد تهدابی جهان « اکبـر » را ساخته ولذا
تمام امور مربوط به جهان اکبر رابه عهدۀ خود گرفته
یعنی جهان اکبر هم ازاتم آفریده شده وحیات به سر
می برد وهم او را بعد از مدتی به نابودی می کشاند.
ما این پروسۀ هستی ونابودی جهان اکبررابالترتیب
چنین مجسم می سازیم.
اول آفرینش اجزای جهان اصغر( الکترون ، فوتون ، کـوارک ها) همرا با اندازه گیریهای فوق
آنهاازنور یا قدرت الـلـه«ج» آفریده
شده.
دوم ابداع یا یا آفرینش چیزی نو که سابقـه یاشباهت قبلی ندارد وبه اراده
وامر الـلـه «ج»از اجزای جهان اصغریا خلق گردید .
سوم
به این چیزنو صورت یا ساختار(مانند پروتون ،
نیوترون وازاین دوهائیدروجن ، هـیلیـوم ) ، واز
یکجا شدن اینها اتــُم ، مولیکول وازاین هم
صورتهای بزرگتریا سیستم ( مانند کتله های ابری ،
ستاره ها وکهکشانها ) تشکل داده ،( آنراهم حفظه
وهم فعالیت یا حیات آنرا تاسرحد معین زمانی اداره
و کنترول میکند) تااینکه مطابق قانون واندازه
گیریهای که دربنیاد آنها آفریده شده به
فنا یا مرگ خود میر سند وازبقایای آ ن
پروسۀ اولی تکرار میگردد .
قرآن مجید همین سلسلۀ
منطقی
خلقت ، ابداع و صورت بخشی
ذرات اولیه یا بنیادی را به صورت یک معجزۀ علمی
خلقت چنین زیبا بیان کرده :
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
شرح تفسیری را ازاین آدرس باز کنید )ـــ»م
..قرآن
کریم..
«ـــــکلِک |
الـحشر«ـــــکلِک |
1-
سوره:
59
,
آیه:
24
﴿59:23﴾﴿
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ
الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء
الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ
وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
﴾
﴿59:23﴾﴿او
خداوندي است خالق، و آفرينندهاي بيسابقه، و
صورتگري است (بي نظير) براي او نامهاي نيك است، و
آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او ميگويند، و
او عزيز و حكيم است.
﴾
﴿59:23﴾he
is allah the creator, the maker, the fashioner;
his are the most excellent names; whatever is in
the heavens and the earth declares his glory;
and he is the mighty, the wise
﴿
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
درآیۀمبارک هفت وصف خداوند« ج »
بیان شده:
1) او الـلـه «ج» است خالق و
آفریننده که خلقت جهان را از نور خود خلق کرد .
2) او الـلـه «ج» است که مخلو قا
ت را بدون شبیهی از قبل ازنو ابداع یاایجاد فرمود
.
3 ) آفریدگاریکه به هر موجودی که
آن را ابداع فرموده ، به آنها صورت خاصی بخشید.
4 ) ازآنجا که اوصاف الـلـه«ج»
منحصر به آن سه اوصاف نیست، بلکه اوصافش همچون
ذاتش بی پایان است ،می افزاید :
« برای او نام های نیک است»یعنی هر
نام نمایان گر یک صفت کامل الـلـه«ج» می باشد.
5 ) تمام موجوداتی که درآسمان
وزمین هستندبرای اوتسبیح می گویند ، واوراازهر عیب
ونقصی پاک می شمارند، یعنی هم به زبان قال وهم به
زبان حال از امر وارادۀ خالق خود اطاعت مطلق داشته
وسر پیچی ندارند..
6.7 ) وسرانجام برای تاکید بیشتر،
روی موضوع نظام آفرینش به دو وصف دیگر ازاوصافش
میفرماید او عزیزوحکیم است « اولی نشانۀ کمال
قدرت اوبرهمه چیز ، وغلبه برهرمانع است، ودومی
اشاره به علم وآگاهی کامل ازنظام آفرینش وتنظیم
برنامۀ دقیق درامر خلقت وتدبیراست »
مادۀ 4 و 5 فوق علاوه بر معانی
دیگر این راهم درخود شامل دارد که اشیای جهان مطیع
وفرمان بردار قاطع ازآن قوانین واندازه گیریهای
است که دربنیادش آفریده شده اگر در بلیاردها
بیلیارد حصه حتی به اندازۀ یک واحد تغیر یا تجاوز
از سرحد معین خود می کرد ازنتیجۀ آن این جهانی که
می بینیم نه می بود واز حیات انسان خبری هم نه بود
.چنین فرمان برداری واطاعت مطلق رامی توان اوصاف
لایتناهی وتسبیح
خداوند«ج » گفت .[ مااین ثبوت را در عنوان نظم
وعیار دقیق بودن جهان به تفصیل خواهیم دید آدرس را
باز کنید.]
آدرس (1) این آدرس سائیت را باز
کرده وحل مطلب فرمائید )ـــکلِک کنیدـــــــ»
جهان هستی « عیار دقیق » شده تا
زمینۀ حیات را برای
احیای انسان مساعد سازد .
باالهام ازآیۀ مبارکۀ موجود، می
توان سوالات ذیل را طرح وراه حل آنهارا چطوریکه
دانشمندان تجسس وحل کرده اند بدانیم :
1 ) ماده چیست ، چه وقت وازچه
آفریده شد ؟
2 ) ماده بعد از آفرینش خود چه شکل
نوی داشت ؟
3 ) ماده درشکل نو خود چه آیه ها «
قوانین ، نشانه ها واندازه گیریهای معین » رادرخود
داشت ؟ ونشانه ها به نوبۀ خود کدام علتی برای
پیدایش خودرا داشت یافقط برای برآورده شدن
هدفی
آفریده شد ند؟
ازآن جا که ماده درآغاز آفرینش
جهان خلق گردیده وازخودتفصیل زیاد ودلچسپی دارد ما
حل سوالات فوق را درتحت عنوان [آغاز آفرینش جهان
»خواهیم دید] ، ولی بازهم براصل مژدۀ آیۀ فوق بود
که الـلـه«ج» ذرات ماده را درآغاز آفرینش جهان
ازنور «قدرت ، انرژی » خود آفرید وبه هریک ازآن
شکلی عنایت فرمود که ازخود سابقۀ نداشت .این ذرات
فوتون ، الکترون ،کوارکها بودند که بعدأ به آنها
صورت بخشیده شد ونام های پروتون ،نیوترون واتم را
بخود گرفته ودرگام دیگر با یک جاشدن آنها
مولیکولها وازاتم ومولیکولها ستاره هاشکل گرفت.
اما انسانها ومتفکرین دوران ماقبل
تاریخ که ازحقایق فوق معلوماتی نداشتند.شناخت ماده
را بر اصل تصورات وچشم دید شان نام گذاری نمودند
که باید از آنهاهم بحثی را داشته باشیم .
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
ب)
سیر تکامل تاریخی :
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
انسانهای دوران اولیۀ تاریخ که
ازدانش علمی چیزی نه داشتند با اکتفا به مشاهدۀ
چشم می دیدند که تمام اشیای جهان ازستاره تا وجود
خود شان از چیزی ساخته شده که به آن
« ماده »
می گفتند .
اما ازاینکه خود ماده از چه
ساخته شده ؟ چیزی نه می دانستند .بنأ باگذشت سالها
وقرن ها ، بعضی از متفکرین آن زمان با مشاهدۀ
اشیای ماهول دربارۀ آنچه که ماده ازآن ساخته شده
نظریاتی را دادند.این نظریات ولو تصوری بود ، برای
انکشاف سطح دانش بعدی مفید وبسیار دلچسپ بوده
،انسان را متقاعد به آن می سازد که باید به
نظریات موجوداکتفا نکرده ولی بااستفاده از نکات
مثبت نظریات موجود، درتلاش کشف حقیقت اصلی ادامه
داد.
اینک بادرنظرداشت بیان
فوق سلسله تصورات متفکرین ماقبل تاریخ را که در
خصوص دریافت عنصر اولیۀ ساختاری مادۀ جهانی نظر
یاتی دارند بالترتیب سالهای تاریخی شان معرفی می
نمایم .
1)
متفکر یونان به نام « طالس » «
546ــ 624» ق.م :
اومعتقد بود که مادۀ اولیۀ جهان را چهار عنصر تشکیل داده
وآنها عبارت اند از :
خاک ، آب ،هوا وآتش .
این چهارعنصر می تواند باهم یک جا شده واشیای
مختلف را بسازند ولی خود شان باقی بوده نابود نه
می شوند . این شخص مستند با مشاهدۀ چشمی وهم
واقعیت می دید که اول زمین بصورت ثابت درزیر پای
ما قرارداشته و درسطح آن آب است وهم آب از هوا
بصورت باران به زمین می بارد،لذا چنین استنباط می
نمودکه از ایـن چهار عنصر اولی آن که خاک است
،زمین راساخته ولذا زمین اول ترازدیگران بوده
وازاین سبب درمر کز جهان واقع است که ازخاک آب
،ازآب هوا ،وازهوا آتش « ستاره ها » تشکل نموده.
2 ) متفکر دیگر یونان به نام «
اناکسیماندر» « 546 ــــ610» ق. م :
او معتقد بود که مکان یا فضای لایتناهی بزرگ را مادۀ به نام
« اپــیـرون »
پرساخته که کتلۀ آن لایتناهی بزرگ بوده وهمیشه
ازآن مادۀ نو ونوتر ساخته می شود .
آدرس (3) نجوم شناس یونان « اناکسیمانـدر » را باز کنید
)ـــ»
Anaximander
3 ) شخص دیگری به نام « اناکسیمان
» « 525ــ585ق.م »:
او میگفت که عنصر اول مادۀ جهانی
« هوا »
است اوبرای اثبات عقیدۀ خود می گفت وقتی دهان
راباز وبه آهسته گی پف کنیم ، هوا گرم شده وماحس
حرارت را می کنیم واگر با شدت پف کنیم هوا سرد شده
وماباد سردراحس می کنیم پس از هوا آتش وازآتش باد
وازباد ابر واز ابر آب واز آب خاک وسنگ پیدا می
شود .
4 ) متفکر دیگر یونان « هیراکلیتوس
» «312ـــ387»ق.م :
او عنصر اول مادۀ جهان را
« آتـش » قبول وبرای اثبات دلیل خود می گفت که تمام اشیای جهان تحت
تاثیر آتش باهم مشابه یعنی آتش می شوند.وبعد دراثر
عمل کرد قوای موافق ومخالف به اشیای جداگانه مبدل
شده واین تغیرات ادامه دارد.اومانند دانشمندان
امروزی معتقد بود که جهان ما به اثر یک انفجار
عظیم اولیه بوجود آمد ولی بعدأباردوم بهم فشرده
شده وبه فروپاشی شروع می کند ، که این تسلسل آغاز
وانجام برای ابد ادامه دارد .
5 ) ارسطو متفکر یونان وشاگرد افلا
طون «322ــ384 » ق.م :
این متفکر بزرگ زمان خود مادۀاولیۀ جهان را پنج عنصر قبول
می کرد .
1 ـــ آتش : که دارای دو خصویت « گرم ــــ
خشک » است.
2 ـــ زمین : که دارای دوخصوصیت « سرد ـــ
خشک » است .
3 ـــ هوا : که دارای دوخصوصیت « گرم
ـــ تر » است .
4 ـــ آب : که دارای دو خصوصیت « سرد ـــ
تر » است .
5 ـــ ایـتـر : که عنصر خداوندی است که فضا
یعنی آسمان وستاره هارا ساخته است .
او می گوید که چهار عنصر زمینی فوق هریک محل
طبیعی خودرا اشغال کرده یعنی زمین درمرکز
جهان قرار دارد ،بعد ازآن آب ،بعد ازآن
هوا، بعدازآن آتش قراردارد . وهرگاه
هریک ازآنها ازمحل طبیعی خود بیجاگردد ، انها بدون
کدام علتی
تمایل به جابجاشدن محل طبیعی شان می نمایند .مثلا اشیا درآب
غرق می شود ،هوا پوقانه شده بالا می رود ،باران
پایان می بارد وشعلۀ آتش درهوابلند می شود ، وایتر
همیشه حرکت دورانی دارد .
آدرس (3) نجوم شناس وفیلوسوف یونان « ارســطـو » را باز
کنید )ـــ»
/Aristotle
6) متفکر
یونان « دیموکریت » «
370-460 » ق. م :
اوچنین نظر را قایم ساخت :
جهان هستی را متشکل از «
خالیگاه » یا«مـکـان » واتمها میگفت. اوخالیگاه را
جای می گفت که دران هیچ چیز وجودندارد و یک مکان
لایتناهی بزرگ است که دربین آن تعداد لایتناهی «
اتــُمــها » درحرکت هستندکه جهان هستی یا جهان
فزیکی را ساخته اند . این اتم ها جاودانه ،غیر
قابل دید ، یک رنگ هستند وتنها فرق شان از یکدیگر
دراین چیزها می باشد ( اــ ازنگاه شکل ،2ـــ
ازنگاه تنظیم شدن شان ، 3 ـ ازنگاه حالت یا
موقعیت شان ، 4 ــازنگاه شدت یا قوت شان ).
دیموکریت تمام تغییرات جهان
را مربوط به تغییرات چهار حالت فوق دریک جسم یا شی
می دانست . او ساختار جهان را از نگاه کمیت ها
دانسته وراه دریافت ساختارهارا مربوط به ریاضی
نمود ه وعلاوه می کرد که طبیعت مانند خاصیت یک
ماشینی رادارد که بسیار مغلق وپیچیده باشد.
اواتم را چنین تعریف می نمود: اگر ما یک شی
را به دو پارچه جدا وباز یکی ازان دوپارچه رابه دو
پارچۀ دیگرجدا واین عمل راتا آن سرحد ادامه بدهیم
که دیگر نه توانیم آنرا(به نسبت بسیار خورد شدن
اش)به دوپارچه جدا کنیم ، همین پارچۀ آخرین و به
تعبیر صحیح « ذره » که«غیر قابل تجزیه شدن است »
نام آن را
« اتم »
گذاشت ، وکلمۀ اتــُم به زبان یونانی«غیر قابل
تجزیه شدن است » وهمین ذرۀ غیر قابل تجزیه که
اتــُم نام دارد ساس وپایۀ تشکل « ماده » وازآن هم
اشیای جهان را بوجود آورده است
آ(3)
نجوم شناس وفزیکـدان یونان « دیـموکـریـت» را باز
کنید )ـــ»
Democritus
او میگفت که اتم ها
درخالیگاه مکان لایتناهی بزرگ درحا ل حرکت اند
ووقتی با هم دیگر درتصادم و یک جا می شوند از آن
اشیای گوناگون ساخته می شود ،ولذادرساختار ماده
دواصل تهدابی وجوددارد.
1 ) اتم .
2 ) مکان
یاخالیگاه .
او میگفت که اتم ها درداخل
مکان لایتناهی زیاد وبزرگ درحرکت بوده ووقتی چند
اتم باهم یک جا می شوند ازآن اشیای مختلف ساخته می
شود ووقتی ازهم جدا می گردند ،جسم اولی به جسم
دیگری تبدیل می شود .
به نظر او اتم ها دارای
خصوصیت یا اوصافی مانند « اندازه ، شیپ یا شکل ،
وزن » بوده ووقتی یکی با دیگری یک جا می شوند ،
متناسب با شکل ، وزن وتعداد ، اشیای گوناگون را می
سازند.
اومثا لی آورده ومیگوید
وقتی اتم های خورد بااتم زبان یک جا می شود
ازآن « احساس ذایقه » پیدا می شود ووقتی « مزۀ یک
چیز » را«تیز» حس میکنیم علت آن است که اتم
های « خورد » باهم یک جا شده اند .ووقتی آن
شی را «شیرین » حس میکنیم ، علت آن است که اتم های
« بزرگ » باهم یک جا شده اند .
دانشمندان معاصربعضی از
نکات مثبت را در نظر یات دیموکریت ملا حظه وآنرا
به نظر احترام دیدند .این نکات عبارت اند از :
1) آنکه ساختار ماده را
از یک ذرۀ غیر قابل تجزیه وغیر قابل دید قبول کرده
بود که همین نظر برای 2370سال مورد قبول بود واین
دانش امروز است که به عمق اتم نفوذ کردند ونه تنها
که اتم را قابل تجزیه قبول کردند بلکه ثابت شد که
خود اتم نیز از اجزای دیگری ساخته شده .
2 ) آنکه همرا بااتم
«خالیگاه » را قبول کرده بود اینهم صحیح است زیرا
دانش معاصر کشف نمودند که 95% داخل اتم خالیگاه
است که دربین آن الکترونها درمدار های هفت گانه
درحرکت دایمی هستند، واگر این خالیگاه را به تناسب
خوردی اتم وبزرگی جهان مد نظر بگیریم ،ثابت می
گردد که اتم با مقا یسۀ جهان بزر گ نه تنها که یک
جهان کـوچک دیگراست بلکه همین جهان کوچک است که
تمام مشخصات جهان بزرگ را که شامل « تشکل، ساختار
، فعالیت وادامۀ حیات ،ارتباط های متقابل یک جانبه
وچندجانبۀ ستاره بین خود شان وآفتاب با ماهتاب
،زمین وکهکشان دارند » همه وهمه راتازمانیکه جهان
وجوددارداداره وکنترل نموده وبالاخره، وظیفۀ را
که خالق جهان به عهدۀ آن گذاشته جهان بزرگ رابه
نابودی اش هم می رساند.
« سائینس امروز » باکشف هریک
از قدمه های فوق ثابت ساخته که اتم وذرات متعلق به
آن ،به کهمک قوانین
ونشانه های«اندازه گیریها »
که الـلـه « ج » دربنیاد آنها آفریده، آن همه
وظایف فوق را بدون کدام تاخیر انجام می دهند،
درحالیکه قرآن مجید انجام یافتن آن همه وظایف فوق
را با آفرینش اندازه گیریهای معین دربنیاد اشیای
جهان را در
1400سال قبل و بصورت معجزه های علمی قرآن مژده داده ، وبه این
ترتیب « سائینس » گواه آشکار حقیقت قرآن مجید شده
یعنی دوران موجود دورانی است که بادرک قبلی خود از
معلومات های علمی سائینس ، می توان معنی آیات
قرآن مجید را به آسانی وبادلچسپی ، می فهمیم وبا
کسب اعتماد به قرآن مجید ، اخلاق ایمان وعقیده
خویش را درتحت کنترل دایمی خداوند «ج» قرارداده
وبامحبت واحترام بی نهایت عمیق به خالق مهربان
وفادار باقی می مانیم .( این است هدف اصلی سائیت
شما خواهران وبرادران ).
برای اثبات هرچه
زیادتر حقیقت فوق آیۀ مبارک « 49 :54 » چنین
بشارت می دهد :
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
شرح تفسیری را ازاین آدرس باز کنید )ـــ»م
..قرآن
کریم..
«ـــــکلِک |
القمر