![]()
|
قرآن وسائینس سا ئینس گواه حقیقت قرآن مجید شده متن رامطالعه کنید.
کتاب بیست و ششم «صحیح البخاری شریف» سا ئینس گواه حقیقت قرآن مجید شده متن رامطالعه کنید
«احادیث صحیح البخاری شریف»
کتاب 26 الحـج
با ب [ 1] : وجوب حج وفضیـلت آن
( 769) ـــ ازابن عباس ( رضی الله عـنه) روایت است که گفت: فضل بن عباس به پشت سر پیغمبرخدا(صلی الله علیه وسلم) سواربود ،زنی ازمردم( خـَثـعـم) آمد،فضل بطرف آن زن، وآن زن بطرف فضل نگاه می کرد، پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) روی فضل رابطرف دیگردورمی دادند، آن زن گفت: یارسول الله! حجی که از طرف خدا فرض است، برپدرم که پیر پاافتادۀاست،وخو درابرمرکوب گرفته نه میتواندفرض گردیده است،آیا من از عوض اوحج کرده می توانم ؟فرمودند : ﴿بلی ! ﴾ واین واقعه درحجة الوداع واقع گردید . ( رواءالبخاری 1513) ² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 2 ] : این قول خداوندمتعال«ج» که : ( 22:27)﴿ و مردم را دعوت عمومي به حج كن تا پياده و سواره بر مركبهاي لاغرازهر راه دور (به سوی خانه خدا) بيايند.﴾
( 770) ـــ ازابن عُمر( رضی الله عـنهما) روایت است که گفت: پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) رادر( ذوحلیفه )دیدم که بررا حلۀ خویش سوارگردیده وتاهنگامیکه راحله کاملأبه راه افتاد تلبیه می گفتند. ( رواءالبخاری 1514)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 3 ] : حج کردن بر شتر بارکش
( 771) ـــ ازانس( رضی الله عـنه ) روایت است که : پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) برشتری حج کردندکه دو راحلۀ شان نیزبربالای همان شتر بارشده بود. ( رواءالبخاری 1517)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 4 ] : فضیلت حج مـبـرور.
( 772) ـــ از عائیشه اُ م المؤمنین( رضی الله عـنها ) روایت است که گفت: یارسول الله !فکر میکنیم که جهاد بهترین اعمال باشد، وما [زنها] جهادنه کنیم ؟ فرمودند :
﴿ نه خیر! بهترین جهادبرای شما، حج مبرور است ﴾ ( رواءالبخاری 1520)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
( 773) ـــ ازابوهـُریره ( رضی الله عـنه ) روایت است که گفت:از پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) شنیدم که فرمودند :
﴿ کسیکه برای خدا حج کرده، ودرحج خودمرتکب جماع و فحش وکاربدی نه گردد ، طوری از حج برمیگردد، به مانند روزی که ازمادرش زائیده شده است ﴾. ( رواءالبخاری 1521)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 5 ] : میقا ت اهل یمـن
( 774) ـــ ازابن عباس ( رضی الله عـنهما ) روایت است که گفت: پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) برای اهل مدینه ( ذوالحلیفه ) وبرای اهل شام (جـُحـفه )، وبرای اهل نجد ( قرن منازل) وبرای اهل یمن ( یـلـمـلم )را مـیقات تعین نموده [وفرمودند]: ﴿ این مواقیت برای این مردم، وبرای کسانی است که ازغیر این مردم، ازین مـیقاتها گذشته وارادۀ حج ویا عـُمره راداشته باشند، و کسیکه بعد ازین مواقیت [ بطرف مکه ]سکونت دارد ، میقاتش از همان جائی است که ارادۀ حج رانموده است،حتی میقات اهل مکه، شهرمکه است﴾. ( رواءالبخاری 1530)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 6 ] : .
( 775) ـــ ازعبدالله بن عـُمر ( رضی الله عـنهما ) روایت است که : پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) درهمواری ( ذوالحلیفه ) شتر شان راخوابانده ونماز خواندند ، وعبدالله بن عـُمر ( رضی الله عـنهما ) نیز همین کاررامیکرد. ( رواءالبخاری 1532)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 7 ] : رفتن پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) ازراه ( شـَجـَرهَ ). ( 776) ـــ ازعبدالله بن عـُمر ( رضی الله عـنهما ) روایت است که : پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) وقت رفتن ( ازمدینه ) از راه ( شـَجـَرهَ )می رفتند، وهنگام داخل شدن[ به مدینه] ازراه ( مـُعـرَس ) داخل می گردیدند، و پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) وقتیکه[ از مدینه ] به قصدرفتن به مکه خارج می شدند درمسجد ( شـَجـَرهَ )، ووقت باز گشتن بسوی مدینه ، درمسجد( ذوالحلیفه ) دردامن وادی، نماز می خواندند، وشب راتاصبح همانجا می خوابیدند.
( رواءالبخاری 1533)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 8 ] : این گفتۀ پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) که : ﴿ منطقۀ عـقیق د شت مبارکی است﴾.
( 777) ـــ از عـُمر ( رضی الله عـنه ) روایت است که گفت :از پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) در(وادی عـقیق ) شنیدم که فرمودند:
﴿ شب گذشته جبرئیل ازجانب پروردگارآمده وگفت:دراین دشت مبارک نماز بخوان، ونیت کن که: اعمال عـُمره رابااعمال حج باهم انجام دهی﴾. ( رواءالبخاری 1534)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ² ( 778) ـــ ازابن عـُمر ( رضی الله عـنهما ) روایت است که گفت :هنگامیکه پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) در( ذوالحلیفه ) استراحت کرده بودند، درخواب دیدند که کسی برای شان گفت: تودردشت مبارکی قرارداری.
( رواءالبخاری 1535)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 9 ] :سـه بار شـستن خوشبوئی از جا مـه.
( 779) ـــروایت است که یـَعـلـَی بن آُمـَیـَه( رضی الله عـنه ) برای عـُمر ( رضی الله عـنه ) گفت: پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) رادرهنگام نزول وحی برایم نشان بده ، یـَعـلـَی بن آُمـَیـَه( رضی الله عـنه ) میگویدهنگامیکه پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) باعدۀ ازاصحاب خود به ( جـَعـرانـَه ) بودند ، شخصی آمده وگفت : یارسول الله! اگر شخصی احرام بسته وجامه هایش معطر باشد حکمش چیست ؟ پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم )ساعتی سکوت نموده، ودرین هنگام وحی برای شان نازل گردید، عـُمر ( رضی الله عـنه ) درین وقت به من اشاره نمود، من آمده و[دیدم ]که پیغمبرخدا ( صلی الله علیه وسلم ) درزیر جامۀ که بالای شان سایه نموده است نشسته اند، سرم راداخل نموده ودیدم که رخسارشان سرخ گردیده وناله می کنند، سپس این حالت ازایشان دورگردیده وفرمودند: ﴿ آن شخصیکه از عـُمره سوال نمود، کجااست ؟ ﴾. آن شخص راآوردند، پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) فرمودند : ﴿خوشبوئی راکه [ استعمال کرده ای] سـه بار بشوی ، قبایت را ازتـنـت بیرون کن ، و عـُمره ات را طوری انجام بده که حجت راانجام میدهی ﴾. ( رواءالبخاری 1536)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 10 ] :استعمال خوشبوئی هنگام احرام بستن وبیان لبا سیکه به آن احرام بسته می شود.
( 780) ـــاز عا ئیشه( رضی الله عـنها ) همسر پیغمبر خدا( صلی الله علیه وسلم ) روایت است که گفت: پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) رادرهنگام احرام بستن ،ودروقت بیرون شدن ازاحرام ، وپیش از اینکه به خانۀ کعبه طواف نمایند،خوشبوئی می زدم. ( رواءالبخاری 1539)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 11 ] : کسیکه درحال مـُلـَبـَد بودن سرش احرام بسته است.
( 781) ـــ ازابن عـُمر ( رضی الله عـنهما ) روایت است که : پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) درحالیکه سر شان مـُلـَبـَد بود[ یعنی : به سر شان چیزی مانند حنا یا خطمی رابسته بودند] نیت احرام نمودند. ( رواءالبخاری 1540) ² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 12 ] :احرام بستن از مسجد ( ذوالحـلیـفه )
( 782) ـــ وازابن عـُمر ( رضی الله عـنهما ) روایت است که گفت : پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) جزازمسجد( ذوالحلیفه ) ازجای دیگری، نیت احرام نه می کردند. ( رواءالبخاری 1541) ² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ²
با ب [ 13 ] :سوارشدن دو نفر بریک مرکوب درحج
( 783) ـــ ازابن عباس ( رضی الله عـنهما ) روایت است که ازعرفات تا مزدلفه اسامـه ( رضی الله عـنه ) ، واز مزدلفه تا مـُنی فضل( بن عباس( رضی الله عـنهما ) پشت سر پیغمبرخدا ( صلی الله علیه وسلم ) سوار بودند، هردوی شان گفتند که : پیغمبرخدا ( صلی الله علیه وسلم ) تاهنگام زدن جـُمرۀ عـقـَبه تلبیه می گفتند.
( رواءالبخاری 1543،1544)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ² با ب [ 14 ] : آنچه که پوشیدن آن ازقبیل ثـیاب ، وازار ، ورداء ، برای محرم روا است . ( 784) ـــ وازابن عباس ( رضی الله عـنهما ) روایت است کهکه گفت : پیغمبرخدا ( صلی الله علیه وسلم ) وصـحـابـه ( رضی الله عـنهم ) بعد از شاه زدن سرواستعمال روغن ، وپوشیدن ازارورداء ، از مدینه خارج گردیدند ،و پیغمبرخدا ( صلی الله علیه وسلم ) ازپوشیدن هیچ نوع ازاروردائی بجزازازار وردائی که به زعفران معطر گردیده وبرجلد اثر می کند، نهی نه فرمودند. [ شب را به ( ذوالحـَلیفه ) بودند ] چون صبح شد راحلۀ شان را سوار گردیدند، وهنگامیکه راحله کاملا به راه افتاد وبه همواری ( بـیداء ) رسیدند ، با صحابه ( رضی الله عـنهم ) تـلبـیه گفته وشتر هدیۀ حج خودرانشانی نمودند، واین وقتی بود که پنج روز ازماه ( ذوالقعده ) باقیمانده بود . چون به مـکه رسیدند ، چـهارروزاز(ذوالحجه) گذشته بود، به خانه [ کعبه ] طواف کرده، وبین صفا ومـروه سعی نمودند،وچون شتر هـدی شان را قبلا فرستاده بودند، خودراحلال نه ساختند، زیرا شتررا علامه دارساخته بودند، بعدازان به قسمت بلند مـکه درحالیکه ارادۀ حج راداشتند، نزدیک ( حـُجـُون ) منزل نمودند،ودیگر تا هنگامیکه از عرفات برگشتند، بطرف خانۀ کعبه نرفتند، [ بعدازبرگشتن ازعرفه] به صحابـه ( رضی الله عـنهم ) امر نمودندتا به خانۀ کعبه طواف کرده وبین صفا ومـَروه سعی نمایند، سپس موی سر شان راکوتاه نموده و خودراحلال سازند، واین برای کسی است که قبلأ شتر ( هـدی ) حج را نشانه دارنه ساخته ونه فرستاده است ،وکسیکه همسرش بااواست، نزدیک شدن باهمسر، استعمال خوشبوئی ، وپوشیدن لباس برایش روا است . ( رواءالبخاری 1545)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ² با ب [ 15 ] : تـَـلـبِـیـَه گـفـتـن
( 785) ـــ ازعبدالله بن عـُمر ( رضی الله عـنهما ) روایت است که تـلـبـیۀ پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم ) چنین بود :
²{{ ²²{{ ²²{{ ²²{{ ²²{{ ²«لَبَّيْكَ اللّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ،اِنَّ الْحَمدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلكَ ، لاشريكَ لَكَ » ترجمه :ــ ( از تهیه کننده ) [ 1ـ من در خدمت حاضرم پرودرگارا! 2ـ من حاضرم، تو شریک نداری، من حاضرم، 3ـ همه تعریفها« ثنا وصفت» برای تو مخصوص است و تمام نعمت ها و پادشاهی از آن توست. 4 ـ تو شریک نداری من حاضرم. ] ²{{ ²²{{ ²²{{²{{ ²²{{ ²²{{²{{ ²²{{ ²²{{
( رواءالبخاری 1549)
² {{²حدیث نبوی « ص » کتاب الحج ²{{ ² با ب [ 16 ] : حـمد ، وتـسبـیح ، وتـکبـیر پیش از تـَـلـبِـیـَه گـفتن وسوار شدن بر راحله
( 786) ـــ ازانـس( رضی الله عـنه) روایت است که گفت: درحالیکه ما با پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم )بودیم، نماز پیشین رادرمدینۀ [منؤره ]چهار رکعت، ونمازعصررادر ( ذوالحـَلیفه ) دورکعت ادانمودند،بعدازآن درآنجا خواب شده تا صبح گردید،بعدازآن راحلۀ شان را سوارشدند، وچون به( بـیداء ) رسیده وراحله کاملا به راه افتاد، بعداز حـمد خدای متعال، وتسبیح وتکبیر، برای حج وعـُمره نیت کردند، ودیگران نیزبرای ادای حج وعـُمره نیت نمودند. هنگامیکه به مکه رسیدیم، [ بعدازادای مراسم عـُمره]به مردم امر نمودند تاخودراحلال سازند، تااینکه روز تـَرویه[ روز 8 ذوالحجه ] آمد، دراین روزبرای ادای حج احرام بستند، انس ( رضی الله عـنه) میگوید : پیغمبرخدا( صلی الله علیه وسلم )چندین شتررا بدست خوددرحالت استاده ذبح نمو دند،و پیغمبر خدا( صلی الله علیه وسلم ) درمدینه دو قوچ سفید رنگ را ذبح می نمودند. ( رواءالبخاری 1551) ²{{ ²²{{ ²²{{ ²²{{ ² [ تـَرویه ] چه است؟: سابقاً روز هشتم ذیالحجه عدهای مشكهای پر از آب را به عرفات میبردند تا حاجیها در روز عرفه از تشنگی هلاك نشوند، و به همین دلیل این روز را روز تـَرویه میگفتند حاجیان در این روز از خانه خود در مکه احرام می بستند ، سپس قبل و یا بعد از زوال آفتاب بسوی منی راهی می شدند و در آنجا ندای لب& |